محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5269
تاريخ الطبرى ( فارسي )
غزاى زمستانى كرد ، البيد ، بطريق صقلية نيز با وى بود . در اين سال محمد بن ابراهيم عباسى كه عامل مكه بود سالار حج شد . ( 261 پس از آن سال صد و هفتاد و نهم در آمد . سخن از حوادثى كه به سال صد و هفتاد و نهم بود از جمله حوادث سال آن بود كه فضل بن يحيى از خراسان باز آمد و عمرو بن - شرحبيل را در آنجا جانشين كرد . در همين سال ، رشيد ، منصور بن يزيد حميرى را ولايتدار خراسان كرد . در همين سال حمزة بن اترك سيستانى در خراسان جانفروشى كرد . [ 1 ] در همين سال رشيد ، محمد بن خالد بن برمك را از حاجبى معزول كرد و فضل ابن ربيع را بر آن گماشت . در همين سال ، وليد بن طريف جانفروش به جزيره بازگشت و كارش بالا گرفت و پيروانش بسيار شدند . رشيد ، يزيد بن مزيد شيبانى را سوى وى فرستاد . يزيد با وليد حيله كرد و بالاى هيت ، به وقتى كه غافل بود با وى رو به رو شد و او را با گروهى از همراهانش بكشت و باقيماندگان پراكنده شدند و شاعر در اين باب شعرى گفت به اين مضمون : « وايليان همديگر را مىكشند « كه آهن را بجز آهن نمىشكند . » [ 2 ] قارعه خواهر وليد نيز شعرى گفت به اين مضمون :
--> [ 1 ] اين تعبير كنايه از خارجى بودن است كه شعار خارجيان جانفروشى بود و اين معنى را از آيهء إِنَّ الله اشْتَرى من الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ 9 : 111 اقتباس كرده بودند . [ 2 ] وليد و يزيد از تيره هاى مختلف قبيلهء بكر بن وائل بودهاند .